ویدئوی قرائت ادعیه ماه رجب دعای امام زمان علیه السلام اللهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب

بِسمِ اللَهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيم

اللٰهُمَّ إنّي أسألُك بِالمَولودَينِ في رَجَبٍ محمّدِ بنِ عَلي الثّاني و ابنِهِ عَلي بنِ مُحَمَّدٍ المُنتَجَب

بارإلٰها، از تو مسألت دارم به‌حقّ دو مولودِ ماه رجب: محمّد‌بن‌علیّ ثانی (امام جواد علیه‌السلام) و فرزند برگزیده‌اش علیّ‌بن‌محمّد (امام هادی علیه‌السلام)

و أتَقَرَّبُ بِهِما إلَيك خَيرَ القُرَب

و به‌وسیلۀ آنها به‌سوی تو تقرّب می‌جویم به بهترین تقرّب‌ها

يا مَن إلَيهِ المَعروفُ طُلِبَ و فيما لَدَيهِ رُغِب

ای آنکه هر احسانی را فقط از او خواهند، و [همگان] فقط به آنچه نزد اوست مشتاق‌اند

أسألُك سُؤالَ مُقتَرِفٍ مُذنِبٍ قَد أوبَقَتهُ ذُنوبُهُ و أوثَقَتهُ عُيوبُه

از تو درخواست می‌کنم مانند درخواستِ جرم‌پیشۀ معصیت‌کاری، که گناهانش او را به هلاکت کشانده، و عیب‌هایش او را در بند کشیده است

فَطالَ عَلَي الخَطايا دُؤوبُهُ و مِنَ الرَّزايا خُطوبُه

پس مدت‌های مدید بر خطاها خو گرفته، و کارش با رنج و مصیبت قرین است

يسألُك التَّوبَةَ و حُسنَ الأوبَةِ و النُّزوعَ عَنِ الحَوبَة

که از تو توبه، و بازگشتِ زیبا و بیرون آمدن از گناه را درخواست می‌کند

و مِنَ النّارِ فَكاك رَقَبَتِهِ و العَفوَ عَمّا في رِبقَتِه

و می‌خواهد که او را از آتش دوزخ برَهانی، و از آنچه بر ذمۀ اوست بگذری

فَأنتَ مَولاٰي أعظَمُ أمَلِهِ و ثِقَتِه

چرا که تو ـ ای مولای من ـ بزرگترین امید و تکیه‌گاه او هستی

اللٰهُمَّ و أسألُك بِمَسائِلِك الشَّريفَةِ و وَسائِلِك المُنيفَة

و خداوندا، از تو درخواست می‌کنم به‌حقّ مسائل شریف و اسبابِ والای تقرّب به‌سویت

أن تَتَغَمَّدَني في هٰذا الشَّهرِ بِرَحمَةٍ مِنك واسِعَة و نِعمَةٍ وازِعَةٍ

که در این ماه مرا با رحمتی گسترده و نعمتی فراگیر از سوی خودت در بر بگیری

وَ نَفسٍ بِما رَزَقتَها قانِعَة إلَيٰ نُزولِ الحافِرَةِ و مَحَلِّ الآخِرَةِ و ما هي إلَيهِ صائِرَة.

و جانی [به من عنایت کنی] که به رزق تو قانع باشد، تا آن‌گاه که در گور و جایگاه آخرت و آنچه به‌سوی آن رهسپار است ساکن شود.

ویدئوی قرائت ادعیه ماه رجب دعای امام زمان علیه السلام اللهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب

ویدئوی قرائت ادعیه ماه رجب دعای تعقیب نماز یا من ارجوه لکل-خیر

  • امام صادق عليه السلام فرمودند: در هر روز از رجب در صبح و شام پس از نمازهاي روز و شب بگو:

  • بِسمِ اللَهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيم

  • يا مَن أرجوهُ لِكلِّ خَير

  • ای آنکه هر خیری را از او امید دارم

  • و آمَنُ سَخَطَهُ عِندَ كلِّ شَرّ

  • و در هر شرّی از غضب او احساس ایمنی می‌کنم

  • يا مَن يعطِى الكثيرَ بِالقَليل

  • ای آن که در مقابل اندک بسیار می‌بخشد

  • يا مَن يعطِى مَن سَألَه

  • ای آن که به هرکه از او بخواهد عطا می‌کند

  • يا مَن يعطِى مَن لَم يسألهُ و مَن لَم يعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ و رَحمَة

  • ای آن که به آن ‌کس که از او نخواسته و آن که او را نشناسد نیز از روی عطوفت و رحمتش عطا می‌کند

  • أعطِنِى بِمَسألَتِى إياك جَميعَ خَيرِ الدُّنيا و جَميعَ خَيرِ الآخِرَة

  • بر من که دستِ نیاز به‌سوی تو برداشته‌ام همۀ خیر دنیا و همۀ خیر آخرت را عنایت کن

  • و اصْرِف عَنّى بِمَسألَتى إياك جَميعَ شَرِّ الدُّنيا و شَرِّ الآخِرَة

  • و به درخواستم از تو، همۀ شرّ دنیا و آخرت را از من دور گردان

  • فَإنَّهُ غَيرُ مَنقوصٍ ما أعطَيت

  • چرا که آنچه عطا کنی کم نگردد

  • و زِدنى مِن فَضلِك يا كريم

  • و از احسانت بر من بیفزای، ای کریم!

  •  «راوي گفت: امام صادق عليه السلام مَحاسنِ (موهاي صورت) شريف خود را در پنجۀ چپ گرفت و همراه با حركت دادنِ انگشتِ اشارۀ دستِ راست اين دعا را با حال درماندگي و زاري خواند:»

  • يا ذا الجَلالِ والإكرامِ يا ذا النَّعماءِ و الجود

  • ای صاحب جلالت و بزرگی، ای صاحب نعمت‌ها و جود و سخاوت

  • يا ذا المَنِّ و الطَّولِ حَرِّم شَيبَتي عَلَى النّار

  • ای صاحب عطا و بخشندگی، موی سپیدم را بر آتش حرام گردان.

ویدئوی قرائت ادعیه ماه رجب دعای تعقیب نماز یا من ارجوه لکل-خیر

استحباب زيارت امام رضا عليه السلام در ماه رجب

از جمله اعمال مستحبی که بر انجام آن در ماه رجب تاکید بسیار شده است زیارت امام رضا علیه السلام می باشد. و در بسیاری از روایات ، زیارت آن حضرت در ماه رجب بمنزله زیارت بیت اللَه الحرام به حساب آمده است. مر حوم علامه طهرانی بحث جامعی را در ارتباط با این مساله در کتاب شریف روح مجرد نموده اند که در ذیل ارائه می گردد:

  رابطۀ ميان‌ زيارت‌ آن حضرت‌ و زيارت‌ خانۀ خدا در ماه‌ رجب المرجّب‌

روايت‌ امام‌ محمّد تقی دربارۀ افضليّت‌ زيارت‌ امام‌ رضا بر حجِّ غير از حجّة‌الاسلام‌

در «کافی» ج‌ ٤، فروع‌، کتاب‌ الحجّ و المزار، در باب‌ فضل‌ زيارت‌ أبیالحسن‌ الرّضا عليه‌ السّلام‌، ص‌ ٥٨٤ روايت‌ کرده‌ است‌ که‌:

أبوعَليٍّ الاشْعَريُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَليٍّ الْکوفيِّ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَیفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أسْلَمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیمانَ قالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلَامُ عَنْ رَجُلٍ حَجَّ حِجَّةَ الإسْلَامِ، فَدَخَلَ مُتَمَتِّعًا بِالْعُمْرَةِ إلَی الْحَجِّ، فَأَعَانَهُ اللَه عَلَی عُمْرَتِهِ وَ حَجِّهِ، ثُمَّ أَتَی الْمَدِينَةَ فَسَلَّمَ عَلَی النَّبِيِّ صَلَّی اللَه عَلَیهِ وَ ءَالِهِ ثُمَّ أَتَاک عَارِفًا بِحَقِّک؛ یعْلَمُ أَنَّک حُجَّةُ اللَه عَلَی خَلْقِهِ وَ بَابُهُ الَّذِی يُؤْتَی مِنْهُ، فَسَلَّمَ عَلَیک، ثُمَّ أَتَی أَبَا عَبْدِاللَه الْحُسَینِ صَلَوَاتُ اللَه عَلَیهِ فَسَلَّمَ عَلَیهِ، ثُمَّ أَتَی بَغْدَادَ وَ سَلَّمَ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی عَلَیهِ السَّلَامُ، ثُمَّ انْصَرَفَ إلَی بِلَادِهِ، فَلَمَّا کانَ فِی وَقْتِ الْحَجِّ رَزَقَهُ اللَه الْحَجَّ؛ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ: هَذَا الَّذِی قَدْ حَجَّ حِجَّةَ الإسْلَامِ یرْجِعُ أَیضًا فَیحُجُّ، أَوْ یخْرُجُ إلَی خُرَاسَانَ إلَی أَبِيک عَلِيِّ ابْنِ مُوسَی عَلَیهِ السَّلَامُ فَيُسَلِّمُ عَلَیهِ؟! قَالَ: [لَا] بَلْ یأْتِی خُرَاسَانَ فَيُسَلِّمُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ عَلَیهِ السَّلَامُ أَفْضَلُ؛ وَلْیکنْ ذَلِک فِی رَجَبٍ؛ وَ لَا ینْبَغِی أَنْ تَفْعَلُوا [فِی] هَذَا الْیوْمِ؛ فَإنَّ عَلَینَا وَ عَلَیکمْ مِنَ السُّلْطَانِ شُنْعَةً.

«روايت‌ ميکند أبوعلی اشعری از حَسن‌ بن‌ علی کوفيّ از حسين‌ بن‌ سَيف‌ از محمّد بن‌ أسلم‌ از محمّد بن‌ سليمان‌ که‌ گفت‌:

من‌ از حضرت‌ أبوجعفر امام‌ محمّد تقيّ عليه‌السّلام‌ پرسيدم‌ راجع‌ به‌ مردی که‌ حِجّة‌ الإسلام‌ خود را انجام‌ داده‌ بود متمتّعاً با عمره‌، يعنی حجّ تمتّع‌ بجای آورده‌ بود، و خداوند وی را کمک‌ نموده‌ بود تا اينکه‌ آنها را صحيحاً بجای آورد؛ و پس‌ از آن‌ به‌ مدينه‌ آمده‌ بود و زيارت‌ رسول‌ اکرم‌ صلّیاللَه‌ عليه‌ و آله‌ وسلّم‌ را بجای آورده‌ بود، و سپس‌ با معرفت‌ به‌ حقّ تو و به‌ اينکه‌ تو حجّت‌ خداوند در روی زمين‌ هستی و درِ خدا میباشی که‌ بايد از آن‌ در وارد شد، به‌سوی تو آمده‌ بود و تو را زيارت‌ نموده‌ و بر تو سلام‌ داده‌ بود. و پس‌ از آن‌ به‌سوی حضرت‌ أبا عبداللَه‌ الحسين‌ صلوات‌اللَه‌ عليه‌ آمده‌ و بر آنحضرت‌ سلام‌ داده‌، و سپس‌ به‌ بغداد رفته‌ و بر حضرت‌ أبوالحسن‌ موسی عليه‌السّلام‌ سلام‌ داده‌ و زيارت‌ نموده‌، و پس‌ از آن‌ به‌ سوی شهر خود مراجعت‌ نموده‌ است‌. اينک‌ که‌ موسم‌ حجّ فرا رسيده‌ است‌، او متمکن‌ از حجّ ميباشد، بفرمائيد: برای او با اين‌ کيفيّتی که‌ ذکر شد که‌ حِجّة‌ الاسلام‌ خود را انجام‌ داده‌ است‌، آيا باز حجّ بيت‌اللَه‌ الحرام‌ برای او أفضل‌ است‌، يا اينکه‌ به‌ سوی خراسان‌ برود و بر پدرت‌ عليّ بن‌ موسی عليهماالسّلام‌ سلام‌ کند؟!

استحباب زيارت امام رضا عليه السلام در ماه رجب

مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی

 توفیق مجددی بود كه دوباره خدمت رفقا و دوستان رسیدم و این توفیق مصادف با ایامی است كه نزدیك به شهر رمضان است و شاید مجلس عنوان هم تا بعد از ماه مبارك انجام نشود. لذا در واقع می‌شود گفت كه این جلسه تا حدودی در حول و حوش مطالب جلسه عنوان انجام می‌گیرد.

 رسم و دِیدن بزرگان بر این بود كه برای رفقا و دوستان، مخصوصا مرحوم آقا كه قبل از ماه مبارك رمضان یك جلسه‌ای می‌گذاشتند، حالا یا در همان روز جمعه و یا در یك شبی دیگرو در منزل و یك مطالب خاصی را كه به طور عموم نمی‌توانستند مطرح كنند برای دوستانشان در منزل می‌گفتند و تذكر می‌دادند. و من از دوران طفولیت به یاد دارم كه یك همچنین مطلبی را ایشان داشتند و دوستان و شاگردانشان راجع به خصوصیات ماه مبارك، مطالبی را از ایشان استماع می‌كردند و استفاده می‌كردند و خب بهره‌اش را هم می‌بردند.

 چندی پیش بود كه یكی از مخدرات سوالی كرده بود، منتهی من نتوانسته بودم آن موقع پاسخاجمالی بدهم. و آن این بود كه با وجود اینكه راجع به خصوصیت ماه رجب این همه تاكیدات هست و آثار و بركات و مطالبی كه راجع به ماه رجب مطرح شده و گفته شده و از ادعیه ماه رجب هم این استفاده را می‌شود كرد كه ماه خاصی هست؛ پس چطور مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه و سایر بزرگان نسبت به ماه رمضان این‌قدر توجه داشتند و محترم می‌شمردند و مطالبی كه مرحوم آقا در روح مجرد نسبت به ماه رمضان دارند و با وجود مسائل ماه رجب، این چطور با هم وفق می‌دهد؟

 خب این روایت معروف را همه شنیدیم كه ماه رجب ماه خداست و شعبان ماه رسول خدا و رمضان ما امت خدا هست. راجع به این قسمت كه چطور ماه رجب ماه خداست و شعبان اختصاص به رسول خدا و امت خدادارد، اگر بخواهم توضیح بدهم وقت مجلس می‌گذرد و آن مطالبی كه در نظر هست به آنها شاید نرسیم.

مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

 در این جلسه به روال مجالس قبل یك چند دقیقه‌ای مقدمتاً مطالبی عرض می‌شود و بعد انشاءاللَه به پاسخ سؤالهایی كه رسیده تا زمانی كه وقت اجازه بدهد می‌پردازیم.

 در این آیه كه نظیرش در قرآن، آیات بسیاری هست، رسول خدا مردم را دعوت می‌كند به متابعت از مسیر و راهی كه خود او ترسیم می‌كند، نه راهی كه دیگران پیشنهاد می‌كنند و تعیین می‌كنند و به افراد ارائه می‌دهند.

 در این آیه می‌فرمایند: عَلى‌ بَصِيرَةٍ، أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي‌ این راهی را كه من انتخاب كردم، این راه، راهی است كه از روی بصیرت است، یعنی از روی واقع است.

 بصیرت به معنای كشف واقع است نه به معنای تخیل و توهّم و متابعت از هوای نفس به واسطه بهره گیری از وسایل و وسائط دینی و عرفی. كسی كه بصیر است كسی است كه به واقع و به حقیقت مطلب اطلّاع و آگاهی دارد. إنَّه بِعِبَادِهِ لَخَبیرٌ بَصیرٌ، خداوند به بندگانش اطلّاع دارد و از ضمیر آنها مطلع است اطلّاعی كه خداوند دارد، اطلّاع، اطلاع از روی خبر و روزنامه و رادیو نیست، بلكه اطلاع از روی واقع است، ضمیر را می‌بیند، واقع را می‌بیند، حقیقت را می‌بیند، كسی نمی‌تواند مطلب را جور دیگری مطرح كند تا خدا را گول بزند، كسی نمی‌تواند مسئله را به نحو دیگری بیان كند تا این كه مشوّه كنند آن دیدگاه مخاطب را، كسی نمی‌تواند در نزد پروردگار برخلاف آن چه كه در دل و ضمیر او می‌گذرد مطلب را بخواهد واژگونه ارائه بدهد، زیرا پروردگار اشراف دارد و خطوراتی را كه بر انسان می‌گذرد می‌داند به تمام مسائل آگاهی دارد، این را می‌گویند بصیرت.

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه

دیشب خدمت رفقا عرض شد، معرفت اقتضای التزام [را] می‌کند و در جایی التزام است که در آنجا معرفت باشد و در جایی که معرفت است باید در آنجا التزام باشد. و به هر مقدار که معرفت بیشتر باشد و شناخت انسان نسبت به قضیّه وسیع‌تر و جامع‌تر و دقیق‌تر و ظریف‌تر باشد به همان میزان، التزام و مسئولیت انسان دقیقتر است. آن حسابی را که از یک وزیر و معاون سلطان می‌کشند در ارتباطش با پادشاه و سلطان و کارهایی که انجام می‌دهد در حیطۀ تصرّف خود، هیچ وقت یک همچنین حساب را از دربان قصر نمی‌کشد، هیچ‌وقت یک همچنین حساب را از خدمت کار قصر نمی‌کشند، کسی کاری ندارد به او. کسی نسبت به او ایرادی نمی‌گیرد، اگر خطایی از او سر بزند ایرادی نمی‌گیرد. و این مسأله به معرفت بر می‌گردد و به هر اندازه که معرفت شخص بیشتر باشد آن شخص به سلطان نزدیکتر است. سلطان که آدم احمقی نیست که بیاید رفتگر و آن خدمتکاری که چیزی را تشخیص نمی‌دهد او را ندیم خود قرار بدهد اسرار خود را به او بگوید، اسرار مملکت را به او بگوید، اسرار جنگ و صلح را به یک خدمتکار بگوید یک همچنین کاری را نمی‌کند و اگر بکند این فرد فرد سفیه‌ی است و ابله. به درد سلطنت نمی‌خورد. سلطان به شخصی ثقه و اعتماد دارد و سرّ خود را به او می‌گوید که او جامعیّت داشته باشد، دهان خود را نگه دارد و این مطلب را افشاء نکند، به کسی نگوید، چون سرّ است و سرّ نباید افشاء بشود، نباید گفته بشود و جامعیّت داشته باشد بتواند تحمّل کند. اینطور نباشد که وقتی یک حرف به او زدند از این رو به آن رو بشود افکارش پریشان بشود معادلاتش بهم بریزد. نه! سعه داشته باشد تحمّل نفسانی و قدرت داشته باشد بر اینکه مسائل و مطالب را در خود هضم کند، و ادراک او بالا باشد بتواند تحلیل کند. نه اینکه خود منفعل و متأثر بشود و دستخوش این مطالب قرار بگیرد و زمام کار از دست او بیرون بیاید، نه! سلطان این فرد را ندیم خود قرار نمی‌دهد. و اگر یک همچنین شخصی ندیم شد دیگر باید دهان خود را نگه دارد، نگه ندارد آن وقت مسأله جور دیگری خواهد شد. التزامی که او دارد برای حفظ اسرار، آن التزام ناشی از معرفت و شناخت او نسبت به پادشاه است. نسبت به صفات پادشاه است. نسبت به ملکات پادشاه است نسبت به خصوصیات پادشاه است. از چه چیز بدش می‌آید؟ از چه چیز خوشش می‌آید؟ این پادشاه به چه حساس است؟ چه چیزهایی او را ناراحت می‌کند؟ چه چیزهایی او را خوشحال می‌کند؟ اینها را آن رفتگر که سرش نمی‌شود، چیزی نمی‌فهمد. آن دربان که چیزی نمی‌فهمد، فقط می‌ایستند، با یک نیزه او را در مقابل در نگه می‌دارند می‌گویند کسی بی اجازه وارد نشود. برگۀ عبور داشته باشد راه بده، هر کس می‌خواهد باشد. نداشته باشد نگه دارید، همین. بیش از این نه چیزی از او می‌خواهند نه مطلبی از او می‌خواهند بعد هم سر ماه حقوقش را می‌دهند روانۀ خانه‌اش می‌کنند. بیش از این، چیزی از یک دربان نمی‌خواهند.

اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه

نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان

 صحبت در جلسات گذشته، راجع به كیفیت مراقبه بود؛ البته یك صحبت استطرادی بود، چون كه دوستان و رفقا سؤال كرده بودند راجع به كیفیت مراقبه، گفتیم كه به مناسبت اشهر مباركه ذوالقعده و ذوالحجّة، این مسئله یك توضیحی داده بشود و از آن‌طرف هم در آستانه ورود به ماه ذوالحجّة هستیم، لذا موقّتاً در این جلسه هم از همان بحث استمراری كیفیت مأكول برای سلوك می‌گذریم تا انشاءاللَه خداوند در آتیه ببینیم كه چه تقدیر فرموده است.

 راجع به مراقبه خدمت رفقا و دوستان عرض شد تصور بر این است كه مسئله مهم در سیر و حركت انسان به سوی پروردگار، پرداختن به اذكار و اوراد است. و هركسی كه اشتغال به ذكری داشته باشد و اورادی را به آن مشغول باشد، طبعاً آن دیگر مطلبی و مسئله‌ای برای او در حركت و سیرش وجود ندارد و مانعی برای او در این بین تحقق پیدا نمی‌كند. و عرض شد كه این مسئله خلاف است؛ بلكه مطلب ذكر و ورد چند درصد اصل قضیه و مطلب را تشكیل می‌دهد؛ مطلب مهم، مسئله مراقبه است، و آن مسئله عبارت است از تطبیق امور زندگی بر اساس دستور و بر اساس رضای الهی كه آن در چهارچوب مطالبی كه بزرگان فرموده‌اند و مبانی‌ای كه قرار داده‌اند، قرار دارد. آن مبانی هم خب مشخص و معلوم و روشن است.

 مخصوصاً در این سنوات اخیر كه مرحوم والد رضوان‌اللَه‌علیه با تألیفاتی كه داشته‌اند در امور مختلف اجتماعی و غیر اجتماعی، مطالب را روشن و واضح بیان كرده‌اند؛ و برای انسان كفایت می‌كند مطالعه كتب و تألیفات و سخنان ایشان؛ درصورتی كه دقت كند و تأمل كند و اغماض نكند و چشم را نبندد و از آن‌چه كه هست نگذرد و لاپوشانی نكند و توجیه و تأویل نكند؛ توجه كردید؟ توجیه و تأویل نكند. در سخنان ایشان و در تألیفات ایشان كاملًا این نكته به چشم می‌خورد.

نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان

سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه

 در مجلس گذشته به مناسبت سوالات و ابهاماتی كه در بعضی از مطالب پیش آمده بود صحبتهایی خدمت رفقا عرض شد و گفتیم كه ملاك در سلوك و حركت به سوی پروردگار عقلانیت است و سالك باید كارهایش را بر اساس عقلانیت انجام بدهد و الا امكان حركت و سلوك برای او وجود ندارد و این مسائلی را كه از سابق الایام مطرح می‌كنند كه راه خدا، راه عشق است و گذشت از مسائل و از مبانی و قوانین و امثال ذالك هست و در این زمینه هم مطالبی، اشعاری و عباراتی شاهد می‌آورند همه اینها براساس توهمات و تخیلات است و بر اساس فرار از تعهد و التزام و مسئولیت است.

 بنده خودم یك وقت در یك مجلس روضه‌ای شركت كرده بودم، در سابق الایام، روز تاسوعایی بود و آن واعظ درباره جریان حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام و اینكه ایشان در روز عاشورا چه كارها و از خودگذشتگی‌هایی از خود بروز می‌داد كه اگر سایر افراد بودند چنین كاری نمی‌كردند صحبت می‌كرد و این را از دایره تعقل خارج می‌كرد. از باب نمونه شهادت برادرانش و فرستادن آنها توسط حضرت ابوالفضل علیه‌السلام به میدان جنگ و كشته شدن آنها و شهید شدن آنها را بیان می‌كرد. چون حضرت ابوالفضل سه برادر تنی داشت و برادران ناتنی‌شان هم كه خب خود ائمه یعنی امام مجتبی و سیدالشهداء علیهما السلام و سایر برادران مانند محمدبن‌حنفیه بودند. ولی آن حضرت برادران خودش را در روز عاشورا جلوتر فرستاد برای مقابله با معاندین، خب این به چه جهت بود؟

 جهات متعددی در این زمینه می‌شود تصور كرد، كه یكی از آنها اقدام بر فدا نمودن نزدیكترین افراد است به پیشگاه امام خود، این یك دلیل و توجیه است و مسائل و چیزهای دیگری هم در این زمینه هست. یا اینكه فرض كنید در جریان ریختن آب در شط فرات و امساك از آب خوردن، خب این ممكن است تصور كنیم كه با مبانی عقلی جور درنمی‌آید! یك شخصی كه تشنه است طبعاً برای بقاء خودش و حیات خودش نیاز به آب دارد و این آب را هم در راه خدمت به امام خودش می‌خواهد مصرف كند و بیاشامد تا اینكه بتواند بهتر و بیشتر از امامش حمایت كند، خب عقل این را می‌گوید، اگر ما باشیم چه می‌كنیم؟ این كار را می‌كنیم دیگر، با آن عقلی كه خدا به ما داده ما به این كار اقدام می‌كنیم مخصوصا با این اوضاع وانفسایی كه تشنگی آنچنان غلبه كرده است كه طاقت و رمق را باقی نگذاشته است. در جریان تشنگی و عطش حضرت سیدالشهداء و

 حضرت ابالفضل و دیگران اصلًا مسائلی مطرح می‌شود و چون انسان به آن مبتلا نشده، دركش برایش مشكل است.

 آن وقت در چنین شرایطی انسان به آب برسد و آن را بیاورد نزدیك دهانش ولی نخورد! خب این دركش برای ما مشكل است و عقل ما یك چنین چیزی را نمی‌پذیرد، و یك چنین چیزی را می‌اندازد روی عالم عشق، عالم فدا شدن، عالم قربانی شدن، عالم خود را نیست پنداشتن و امسال ذالك ولی خب حق مطلب این است كه این عین عقل است، این عین عقل است، یعنی اگر از یك دریچه نگاه كنید، هیچ منافاتی ندارد، منتهی عقل مراتبی دارد، عقل یك بچه و كودك پنج ساله طبعا با عقل یك مرد پنجاه ساله تفاوت می‌كند. آن قضایایی را كه یك كودك پنج ساله می‌تواند توسط عقل كودكانه خود به آنها برسد طبعا خیلی متفاوت است با آن مطالبی كه یك آدم معمولی پنجاه ساله یا چهل ساله به آن می‌رسد.

 همین افراد عادی، حالا كاری به اسلام و غیر اسلام هم نداریم، همین آدم عادی و الا اگر اینطور نباشد اداره یك كارخانه و یك سازمان را كه نمی‌دهند به یك بچه ده ساله، به یك فردی باید داده بشود كه نسبت به مسائل تجربه دارد، توجه كردید؟ این عقل دائما در حال رشد است و به عبارت دیگر از استعداد مرتباً به فعلیت می‌رسد و مرتباً ترقی می‌كند. حالا اگر آن عقل در ترقی خود، مسیر صحیح را بپیماید، رشد او در جنبه تقرب قرار می‌گیرد و این خیلی مسئله، مسئله دقیق و حساسی است كه چطور افراد انسانها از نقطه نظر نتایجی كه در قضایا می‌گیرند با یكدیگر متفاوت درمی‌آیند.

 فرض كنید كه یك صورت مسئله را شما به یك نفر می‌دهید، همین صورت مسئله را به یك نفر دیگر هم می‌دهید این یك نتیجه می‌گیرد، آن یك نتیجه دیگر می‌گیرد، این از كجاست؟ با اینكه هر دو یك صورت مسئله به آنها داده شده، هر دو یك درك از شرایط و تشكل یك مسئله برایشان پیدا شده، این می‌گوید باید این كار را بكنیم، آن می‌گوید باید این كار را بكنیم.

سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه

توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه‏

اهميت جايگاه ذكر و لزوم پرداختن به آن شرح فقره: فلا تشغلني عن وردی 1 بيان دو مطلب مهم و اساسي در ارتباط با اذكار و اوراد مبني بر مستند بودن اذكار عدديه و ضرورت اشتغال به آن براي همۀ افراد در مراتب مختلف 2 همچنان‌كه رسيدن به رشد و تكامل در علوم ظاهري مرهون سعي و تلاش بوده، رسيدن به مقامات عاليۀ معنوي و رفع حجب ظلماني و نوراني هم در گرو مراقبت و تربيت و تهذيب نفس مي‌باشد 3 هشدار مرحوم علامه طهراني در اواخر عمر نسبت به شاگردان خويش: پيمودن راه سير و سلوك به اسم نمي‌باشد، بلكه به عمل و صدق و مجاهده مي‌باشد 4 ذكر نامۀ مرحوم آيةاللَه انصاري براي يكي از شاگردان خود در ارتباط با كيفيت مراقبه و بيان اموري كه براي حركت سالك به سمت پروردگار ضروري و لازم مي‌باشد 5 بيان برخي از آفات و مضرات كثرت كلام حتي نسبت به سخن صحيح 6 معاشرت و ارتباط انسان با اهل غفلت و صاحبان نفوس شرور سبب مي‌شود حالت نورانيت و روحانيتي را كه انسان به واسطۀ مراقبه و انجام عبادات بدست آورده است ، از دست بدهد. 7 توضيحي راجع به روايت موسي بن جعفر عليهما‌السلام خطاب به هشام: الصبر علي الوحدة علامة قوة العقل فمن عَقَلَ عن اللَه اعتزل اهل الدنيا 8 عدم رعايت مراقبه و غفلت انسان از توجه به پروردگار سبب مي‌شود خداوند متعال او را مبتلا به سنت استدراج و مشغول به دنيا و آثار آن كند 9 اسماء و صفات كليه پروردگار متعال متناسب با هر مرتبه‌اي از مراتب وجود داراي مظاهر و معاني مختلفي مي‌باشد كه هيچ يك از افراد در هر مرتبه‌اي از مراتب از آن بي‌نياز و مستغني نمي‌باشند 10 عدم استغنا همه افراد نسبت به اذكار و صفات پروردگار از آن روست كه اسامي و صفات كليه پروردگار متعال مانند ذات او در مرتبة اطلاق و لاحدي بوده، هر يك داراي اثر خاصي مي‌باشد 11 اينكه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم‌السلام در روايات به عنوان واسطه و مجراي فيض پروردگار در جميع عوالم وجود معرفي شده‌اند به چه معنا مي‌باشد 12 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود علو مقام و ادراك مقام ذات پروردگار متعال خطاب به خداوند متعال مي‌فرمايد: ربِّ زدني فيك تحيُّراً

رامش نفس، شرط غیرقابل‌اجتناب جلسات ذكر

 قبل از ورود به بحث حدیث شریف عنوان بصری، تذكر این نكته ضروری است كه از مرحوم والد رضوان اللَه علیه و اساتید ایشان مسموع است كه در جلسه ذكر و به‌طوركلی در جلسات عرفانی و معارف الهی، حضور ذهن، توجه به نفس، اطمینان، سكون و طمأنینه، شرط لایتغیر و لایتبدّل و غیرقابل‌اجتناب است.1 لذا دستور داریم كسی‌كه می‌خواهد نماز بخواند بهتر است چند دقیقه قبل از نماز با حالت‌

 سكوت بر سجاده‌اش بنشیند، توجه كند و ذهن خود را از مسائل متفرقه خالی نماید. به‌طوركلی در مواردی كه جنبه عبادی دارند، بهتر است افراد با حضور ذهن بیشتری حضور پیدا كنند.

مراقبه و تزكیه و مواظبت در سیر و سلوك

 پیمودن راه خدا تنها به حرف و گفتار نیست؛ بلکه توأم با عمل است. هر مقداری که انسان عمل کند ناجح و صاعد است و به هر مقداری که عمل نکند عقب افتاده است.

 رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در فتح مکّه بالای کوه صفا آمدند، و در وقتی که جمیع بنی‌عبدالمطّلب در حول و حوش آن حضرت جمع بودند و اجتماع عظیمی بود و بر کفار فائق شده بودند و مشرکین مطرود و منفور و شکست خورده و ذلیل و طُلَقاء حساب شدند، و قدرت و عظمت و عزّت و شوکت، انحصار بر آن حضرت و خاندان آن حضرت و بنی‌هاشم و بنی‌عبدالمطّلب داشت، در یک خطبۀ خیلی مختصر که مفادش را عرض می‌کنم فرمودند:

 ای بنی‌عبدالمطّلب، بدانید! حالا که اسلام غلبه کرده و عزّت با اسلام است و خداوند ما را پیروزی داده و کلمۀ حقّ را بر کلمۀ باطل غلبه داده، خیال نکنید که به واسطۀ انتسابی که شما به من دارید کار تمام شده است، و به قول ما خَرِتان از پل گذشته، و هر کاری و عملی انجام بدهید به واسطۀ انتساب با پیغمبرِ آخرالزّمان بخشوده و قابل اغماض است یا اینکه صحّه می‌خورد و پسندیده است؛ ابداً این‌طور نیست!

 هرکسی در گرو عمل خود است، من در گرو عمل خودم هستم و شما هم در گرو عمل خودتان! «إنَّ لی عَمَلی و لَکُم عَمَلَکُم.»1و2 اگر من خودم هم عصیان خدا را بجا بیاورم ساقط می‌شوم و در درّۀ هلاکت سقوط می‌کنم.

 این توصیۀ أمیرالمؤمنین علیه السّلام به فرزندانش، و همۀ ائمّه علیهم السّلام به فرزندان و أقرباء و خویشان و دوستان و نزدیکان آنها بوده است.

 مسأله مسأله‌ای نیست که انسان به صِرف انتساب بخواهد بهره‌برداری کند و جلو بزند، و بر خلاف سنّت تامّۀ پروردگار چیزی را به چنگ آورده و به‌دست آورد.

مراقبه و تزكیه و مواظبت در سیر و سلوك